یوونتوس بدون ناجی؛ داستان تیمی که گلزنی را تقسیم کرد
![]() |
چگونه تیم لوچانو اسپالتی در آغاز فصل، نبود یک گلزن اصلی را به یک راهکار جمعی تبدیل کرده است؟
در فوتبال مدرن، یکی از سادهترین راههای سنجش قدرت هجومی یک تیم، نگاه کردن به نام گلزن اصلی آن است؛ اما یوونتوس در آغاز فصل 2026/27 تصویری متفاوت ارائه کرده است.
پس از شش مسابقه رسمی، یوونتوس موفق شده است 13 گل توسط 10 بازیکن متفاوت به ثمر برساند؛ آماری که نشان میدهد مسئولیت گلزنی در تیم جدید لوچانو اسپالتی، برخلاف بسیاری از تیمهای بزرگ، روی دوش یک مهاجم مشخص متمرکز نشده است.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم یوونتوس در سالهای گذشته بارها به یک چهره اصلی در خط حمله وابسته بوده است. در دوره کریستیانو رونالدو، بخش قابلتوجهی از گلهای تیم به ستاره پرتغالی وابسته بود و پس از آن نیز دوشان ولاهوویچ بخش مهمی از بار گلزنی را بر عهده داشت.
اما یوونتوس فعلی، دستکم در شروع این فصل، مسیر متفاوتی را طی میکند.
پایان دوران «یک گلزن، یک راهحل»
یوونتوس برای فصل جدید به دنبال پیدا کردن مهاجمی بود که بتواند به نقطه ثقل خط حمله تبدیل شود. با این حال، عملکرد تیم تا اینجا نشان میدهد که گلها الزاماً از یک مسیر مشخص وارد نمیشوند.
بازیکنان مختلفی از خطوط گوناگون در جدول گلزنان یوونتوس قرار گرفتهاند و همین مسئله باعث شده است ساختار هجومی تیم کمتر به عملکرد یک بازیکن وابسته باشد.
این موضوع در دیدارهای اخیر نیز کاملاً قابل مشاهده بوده است. در پیروزی مقابل آتالانتا، فرانسیسکو کونسیسائو و برمر دو گل یوونتوس را به ثمر رساندند؛ دو بازیکنی که از نظر پست، وظایف و شیوه حضور در حمله تفاوت زیادی با یکدیگر دارند.
یکی وینگر هجومی است و دیگری مدافع میانی.
همین تفاوت شاید بهترین تصویر از تغییر ساختار هجومی یوونتوس باشد.
اسپالتی به جای یک ستاره گلزن، سیستم ساخته است
یکی از نکات مهم درباره یوونتوس جدید، تغییر نگاه به ساختار حمله است.
در سیستم اسپالتی، قرار نیست تمام حملات به یک مهاجم ختم شود. بازیکنان کناری، هافبکها و حتی مدافعان فرصت حضور در مناطق هجومی را پیدا میکنند.
در دیدار مقابل آتالانتا، یوونتوس با ساختار 3‐4‐2‐1 وارد زمین شد و تلاش کرد با ایجاد فشردگی مناسب در میانه زمین، هم فضای حریف را محدود کند و هم در زمان انتقال، بازیکنان بیشتری را به مناطق خطرناک برساند.
پس از رسیدن به گل نیز ساختار تیم تغییر کرد و یوونتوس در مقاطعی با آرایش 4‐2‐3‐1 بازی کرد.
این انعطاف تاکتیکی یک نتیجه مهم دارد؛ حریف نمیتواند تنها با مهار یک بازیکن، بخش بزرگی از تهدید هجومی یوونتوس را از بین ببرد.
از برمر تا کونسیسائو؛ گل از هر نقطهای میتواند برسد
آمار ابتدای فصل یک پیام مشخص دارد: یوونتوس برای گلزنی تنها به مهاجمان خود متکی نیست.
در پیروزی 5‐0 مقابل NEC در لیگ اروپا، پنج بازیکن متفاوت موفق به گلزنی شدند؛ نیکو گونزالس، کریم العجلاوی، نیک ولتماده، زکی چلیک و راندال کولو موانی.
چند روز بعد، مقابل آتالانتا نیز کونسیسائو و برمر گلزنان یوونتوس بودند.
این پراکندگی را میتوان از دو زاویه بررسی کرد.
از یک طرف، نبود یک مهاجم 20 یا 30 گله میتواند در طول یک فصل طولانی به یک چالش تبدیل شود. هنوز مشخص نیست مجموعه این گلزنان بتواند در پایان فصل خروجی یک مهاجم سطح بالا را جبران کند.
اما از طرف دیگر، پراکندگی گلها یک مزیت تاکتیکی مهم ایجاد میکند.
حریف نمیداند برای متوقف کردن یوونتوس دقیقاً باید چه کسی را متوقف کند.
اگر کونسیسائو مهار شود، بازیکن دیگری میتواند فضای ایجادشده را مورد استفاده قرار دهد. اگر مهاجمان مرکزی تحت فشار باشند، بازیکنان کناری یا هافبکها میتوانند وارد محوطه شوند و اگر بازی به ضربات ایستگاهی کشیده شود، بازیکنانی مانند برمر نیز به یک تهدید جدی تبدیل میشوند.
یوونتوس در حال ساختن یک «حمله جمعی» است
این شاید مهمترین تفاوت تیم فعلی با برخی از تیمهای یوونتوس در فصلهای گذشته باشد.
در یک ساختار وابسته به مهاجم اصلی، کیفیت حمله تا حد زیادی با فرم همان بازیکن بالا و پایین میشود. اگر مهاجم اصلی مهار شود، تیم مجبور است راهکار دوم یا سوم پیدا کند.
اما در یوونتوس فعلی، راهکار دوم از ابتدا درون سیستم قرار گرفته است.
کونسیسائو میتواند گل بزند.
نیکو گونزالس میتواند گل بزند.
چلیک میتواند از کنارهها وارد محوطه شود.
برمر میتواند روی ضربات ایستگاهی تهدید ایجاد کند.
بازیکنان میانی نیز در موقعیتهای مناسب به حمله اضافه میشوند.
و در نهایت، مهاجمان نیز همچنان بخشی از این چرخه هستند.
به همین دلیل، آمار 10 گلزن متفاوت در شش مسابقه فقط یک عدد جذاب نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از تغییر هویت هجومی یوونتوس باشد.
یک سؤال مهم باقی مانده است
با وجود تمام این نکات، هنوز برای نتیجهگیری قطعی بسیار زود است.
13 گل در شش مسابقه ابتدایی، نمونه آماری کوچکی برای ارزیابی یک فصل کامل محسوب میشود. یوونتوس در ادامه با مسابقات دشوارتر، فشردگی برنامه، مصدومیتها و افت طبیعی فرم بازیکنان مواجه خواهد شد.
سؤال اصلی این نیست که آیا یوونتوس میتواند با 10 گلزن متفاوت گل بزند یا خیر.
تا اینجا پاسخ روشن است: بله.
سؤال مهمتر این است که آیا این مدل میتواند در طول یک فصل کامل پایدار بماند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، اسپالتی ممکن است چیزی فراتر از یک خط حمله متنوع ساخته باشد؛ او میتواند تیمی ساخته باشد که در آن تهدید هجومی یک ویژگی فردی نیست، بلکه یک ویژگی سیستمی است.
یک مهاجم میتواند روز بدی داشته باشد؛ اما اگر سیستم درست کار کند، کل تیم مجبور نیست روز بدی داشته باشد.
شاید همین موضوع، یکی از مهمترین نشانههای تغییر هویت یوونتوس در آغاز فصل 2026/27 باشد.










